افرادی که به نظر میرسد بزرگترین دشمن خود هستند، پرسشهای عمیقی را برای پژوهشگرانِ ماهیت انسان مطرح میسازند. هنگامی که سوابق فردی مملو از تصمیمها و کنشهایی است که آشکارا در تقابل با منافع شخصی او قرار دارند، تبیین این رفتارها به چالشی نظری تبدیل میشود. زیگموند فروید، رفتارهای خودشکن را بهعنوان یکی از دشوارترین مسائل حوزه نظریهپردازی روانکاوی قلمداد میکرد. این چالش از آنجا ناشی میشد که نظریه او - که با پارادایم زیستشناختی عصر خود همسو بود - بر این اصل استوار بود که موجودات زنده بهصورت ذاتی در پی حداکثرسازی لذت و حداقلسازی رنج هستند. وی در تشریح فرایند رشد روانی، نشان داد که چگونه انتخابهای نخستینِ کودک تحتتأثیر «اصل لذت» شکل میگیرند و سپس بهتدریج توسط «اصل واقعیت» تعدیل میشوند. بااینحال، مواجهه با رفتارهایی که ظاهراً نه تابع اصل لذت هستند و نه اصل واقعیت، فروید را ناگزیر به بسط و بازنگری در فراروانشناسی خود واداشت تا بتواند پدیده خودآزاری یا «مازوخیسم» را توضیح دهد.
برای مطالعه مطالب بیشتر به وبسایت دیگری مراجعه کنید.

درمان درد های کمر، گردن و مفاصل در کلینیک آسمان؛ فیزیوتراپی غرب تهران